آزادی در رابطه با خدا:

روابط انسان با خداوند را می توان در دو دسته تقسی کرد، رابطه معرفتی و رابطه عملی:

رابطه معرفتی= معرفت جویی انسان نسبت به خداوند و صفات او.

رابطه عملی= بندگی و اطاعت از پروردگار


رابطه معرفتی:

آزادی در خصوص اعمال اختیاری انسان قابل طرح است و مجموعه فعالیت های ذهنی انسان برای دستیابی به شناخت وجود و صفات خداوند اعمالی اختیاری هستند. تکاپوی ذهنی برای معرفت به وجود خدای متعال از دیدگاه الهی واجب است و خودداری از چنین عملی ممنوع است یعنی خارج از قلمرو آزادی انسان است. در باب صفات خداوند نیز تلاش برای تحصیل معرفت نسبت به صفات خداوند ضروری است و محدوده آن وحی را تعیین می کند.

معرفت خداوند از چنان اهمیتی برخوردار است که بعثت انبیاء را برای تحقق معرفه الله دانسته‌اند[1] و چنان دقیق است که نیازمند کسب مقدمات فراوان است[2].

رابطه عملی:

قاعده ای که رابطه عملی انسان با خداوند را تنظیم می کند، بندگی و اطاعت از پروردگار است. ولی قلمرو اطاعت و بندگی بسیار گسترده است. بخش وسیعی از این قلمرو در واقع همان روابط سه گانه انسان با خود، دیگران و طبیعت است. بخش اختصاصی آن مربوط به نیایش ها و مناسک عبادی انسان است. کیفیت و کمیت نیایش و انجام اعمال و مناسک عبادی در محدوده ای از ضوابط قرار دارد. این ضوابط را خداوند تعیین فرموده است، حداقل ها و چگونگی های این اعمال از سوی وحی معلوم شده است. حداکثرها با مراجعه به تکالیف و اهداف انسان در مجموع حیات خویش قابل شناخت است. به این ترتیب اگر زیاده روی در نماز و دعا موجب ترک وظایف اجتماعی و یا باعث ضعف و بیماری جسمانی باشد روابط انسان با خود و دیگران را مختل می کند و در نتیجه مجاز نخواهد بود.

توجه: بحث از آزادی تنها بحث از محدوده ها نیست بلکه پس از شناخت قلمروهای آزاد حیات، استفاده از این آزادی ها برای تحقق اهداف حیات تکلیف انسان خواهد بود و هرگاه آزادی های مشروع انسان مورد تهدید قرار گیرد مسئولیت اجتماعی و الهی انسان مقتضی قیام برای اعاده آزادی انسان است زیرا نبود آزادی های مشروع موجب اختلال در تحقق هدف حیات یعنی رسیدن به کمال انسانی از طریق اختیار است.




[1] - چهل حدیث- ص660.

[2] - همانجا.