رابطه طفل با صاحب آب ( مردی که اسپرم متعلق به اوست)
این مسأله نیز همانند مورد قبل است، یعنی از دیدگاه قائلین به عدم ثبوت نسب، در روش تلقیح درون رحمی، اجمالاً طفل به صاحب اسپرم ملحق نمی شود چراکه این عمل را زنا در حکم زنا می دانند. ولی در روش تلقیح خارج از رحم مسأله مورد اختلاف است عده ای از این گروه با توجه به عدم دخلت رحم درتکون نطفه، طفل را به صاحب آب ملحق می دانند. بر مبنای استدلالات قائلین به ثبوت نسب، این طفل در هر صورتی به صاحب آب ملحق می شود، چرا که این عمل را نمی توان زنا دانست و به علاوه حرمت عمل مزبور در صدق عناوین نسبی مدخلیت ندارد.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
قادلین به ثبوت نسب
چنانکه گفتیم علی رغم اینکه عموم فقهاء و علماء علم حقوق، لقاح با اسپرم مرد اجنبی را جایز نمی دانند، مع الوصف از لحاظ وضعیت حقوقی فرزندی که در اثر این تلقیح قدم به عرصه وجود می گذارد اختلاف نظر وجود دارد. صاحبان این نظر( قائل به ثبوت نسب) می گویند که هر فرزند طبیعی، قانونی است مگر آنکه قانون تصریح به خلاف آن کرده باشد و در این مورد فقط در مورد طفل ناشی از زنا نا تصریح داریم که ولد ناشی از زنا به زانی ملحق نمی شود.و طبق ماده 1167 ق.م فقط طفل متولد از زنا به پدر و مارد طبیعی ملحق نمی شود و تلقیح مصنوعی زنا نیست تا ملحق به پدر و مادر نشود. چون تعریف زنا که درم 63 ق.م.ا آمده چنین است: زنا عبارت است از جماع مرد با زنی که بر اوم ذاتاً حرام است اگر چه در دبر باشد درغیر موارد و طی به شبهه.
درفقد نیز زنا چنین تعریف شده است:« تیحقق الزنا الموجب الحد با دخال الانسان ذکره الاصلی فی فرج امدأه محرمه علیه اصاله من غیر نکاح...[1].»
بدین ترتیب حقوقدانان بسب مشروع و قانونی این طفل را به رسمیت می شناسند.
و بعضی ازفقها هم می گویند که حدیث و للعاهد الحجر متص زانی است و تلقیح مصنوعی زنا محسوب نمی شود و طفل حاصله به ماد و صحب ماء ملحق می شود.
آیت ا.... مومنی می فرمایند:« اگر تلقیح عمدی باشد چنان که دانستید حرام است، لکن با این وجود تردیدی نیست که حرمت در صدق عناوین نسبی تأثیری ندارد، زیرا صدق این عناوین بر اساس وجود ارتباط تکوینی میان صاحب منی و کودک استوار است، بدین ترتیب که نطفه این کودک از آب او تشکیل شده باشد، بر این اساس عناوین بر کودک صدق می کند و احکام نسبی شامل حال او می شود.[2]»
درخاتمه این بحث لازم است با تأمل در مطالبی که بیان شد به طور مختصر رابطه طفل با افراد ذیل را مورد بررسی قرار دهیم:
الف) رابطه طفل با زوج ( شوهر زن)
از آنجا که شوهر زن نقشی در تکون و تولد نوزاد ندارد، هیچ رابطه ای بین او و طفل مزبور نیز وجود ندارد و نسب طفل به او ملحق نمی گردد.
ممکن است سئوال شود که با استناد به أماره فراش باید حکم به الحاق طفل به زوج نمود؟
در جواب می توان گفت همانگونه که در بررسی أماره فراش گفتیم این قاعده برای استفاده در مقام شک و ظن است و این امر از مفاد قاعده فراش و خصوصاً احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین(ع) نقل گردید. استفاده می شود.
آیت ا... اراکی نیز در جواب مسأله ای در این رابطه همین نظر را تأیید می نمایند:
«س- زنی که شوهرش به اتفاق نظر دکترها عقیم است با مرد أجنبی رابطه نا مشروع داشته و حمل برداشته، اینک زانی منکر و لد است، آیا به قاعده « الولد للفراش» ولد ملحق به زوج است؟
ج- قاعده فراش در صورت شک است، پس اگر از گفته دکترها اطمینان و علم حاصل شود ملحق به او نیست و اگر احتمال الحاق باشد، ملحق می شود.[3]»
پس معلوم می گردد که اجرای اماره فراش در مقام شک است، درحالی که مادر ابتدای این بحث تصریح نمودیم که در فرض مورد بحث مبنا را بر این قرار می دهیم که یقین و علم داریم که در اثر این لقاح متولد شده است و هیچ شک و شبهه ای نیز وجود ندارد. حاصل کلام اینکه طفل به زوج ( شوهر زن) ملحق نمی شود و در این رابطه اختلافی بین قائلین به ثبوت و عدم ثبوت نسب طفل مزبور وجود ندارد و همینطور تفاوتی نمی کند که طفل به روش لقاح درون رحمیمتولد شده باشد یا به روشلقاح خارح از رحم
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه
ممکن است در مواردی نطفه شوهر قدرت بارور کردن زوجه را نداشته باشد بنابر عللی و در اینصورت است که از روش تلقیح مصنوعی با اسپرم شخص ثالث استفاده می شود.
گفتار نخست- وضع حقوقی- فقهی ( جواز یا حرمت) تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه در مورد تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه در حقوق ایران سکوت وجو دارد و به دلیل این سکوت برابر اصل 167 قانون اساسی باید به فتاوای معتبر و آراء فقها رجومع کنیم و بحث مستقلی در فقه در اینخصوص به دلیل جدید بودن مسأله وجود ندارد ولی آرائی از فقها در این مورد صادر شده است که در کل به نظر می رسد نظر اجماعی وجود ندارد ولی مخالفان بسیاری دارد. و البته شاید موافقانی هم داشته باشد.
گفتار دوم- دلایل مخالفان و موافقان این روش
1- اطلاق وعموم پاره ای از آیات قرآن
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که به حفظ فرج توصیه شده است مثلاً در آیه 30 سوره نور آمده است: « قل للمؤمنات یغضضن می ابصارهن و یحفظن فروجهن»
و یا در آیه 5 سوره مومنون و آیه 7 این سوره هم به حفظ فروج توصیه شده است.
و مخالفان می گویند که در آیات مذکور خصوصاً آیه 30 سوره نور متعلق حفظ بیان نشده و عدم ذکر متعلق افاده عموم می کند و باید فروج را از هر چیزی حفظ کرد. خواه ورود نطفه از طریق زنا ویا سایر اعمال نامشروع( تفخیذ و مساحقه) باشد و یا به وسیله آلات پزشکی ممکن است با توجه به آیه مذکور گفته شود اگر شوهر که محرم تمام بدن زوجه خود است و یا خود زوجه عمل تلقیح را انجام ونطفه مرد اجنبی را در رحم قرار دهد مشمول آیه مزبور نمی باشد. ولی در تفسیر این آیه نصوصی وارد شده است که حرمت این عمل را کاملاً روشن می نماید و این نصوص آیات 5و6و7 از سوره مؤمنون است که می فرماید:« والذینهم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذالک فاولئک هم العادون[1]»
و مخالفان با توجه به دلایل بالا نتیجه می گیرند که حفظ فرج از هر چیزی ملاک است و زنان مسلمان باید فروج خود را از هر چیزی از جمله انواع تلقیح مصنوعی حفظ کنند و ادخال نطفه مرد بیگانه به رحم زن مخالف با حفظ فرج است.
ولی موافقان این روش در پاسخ می گویند که متعلق حفظ فرج، حفظ از زنا و روابط نامشروع دیگر از جمله مساحقه و تفخیذ می باشد و منظور این است که فروج را حفظ کنند و انگیزه بهره برداری جنسی در میان نباشد در حالیکه در تلقیح مصنوعی انگیزه چیز دیگری است و به دلیل رفع بعضی مشکلات، زن به این کار مبادرت می ورزد و انگیزه بهره برداری جنسی در این مورد منتضی است. پس نمی توانیم با تمسک به این آیات این روش را حرام بدانیم. گروهی هم بر این عقیده اند که مقصود از حفظ، تنها حفظ از نگاه دیگران است و درتأیید این دعا روایاتی بیان می شود که در تفسیر این آیه گفته شده است. به عنوان مثال روایتی از امام صادق (ع) که فرمود: « کل آیه فی القرآن فی ذکر حفظ الفروج فهی من الزنا الا هذه الایه فانها من النظر[2]»
در کتب اهل سنت هم این نظر به چشم می خورد. پس این دیدگاه هم در شیعه و هم در سنت وجود دارد که منظور از حفظ در آیه 30 سوره نور، حفظ از نگاه دیگران و پوشاندن فروج است و همین نظر این ادعا را که حذف متعلق، افاده عموم می کند را رد می کند.
2- اطلاق وم عموم پاره ای از روایات
مخالفان این روش به روایاتی نیز استناد کرده اند از جمله:
1- خبر علی بن سالم از امام صادق که فرموده :« ان اشد الناس عذاباً یوم القیامه رحل امر نطفته فی رحم یحرم علیه»
2- خبرمرسل صدوق است که پیغمبر اسلام(ص) فرموده:«ان یعمل ابن آدم عملاً اعظم عندا...عز وجل قتل نبیاً و اماماً او هدم الکعبه التی جعلها الله قبله لعباده أو أفرغ مائه فی امرأه حراماً»
مخالفان با توجه با این روایات اظهار نظر می کنند که قراردادن نطفه مرد به هر طریقی در اندام تناسلی زن بیگانه، حرام است. خواه تزریق اسپرم منجر به حاملگی شود با نشود. بر اساس این اظهار نظر آنچه موضوع حرمت است قراردادن نطفه مرد بیگانه در رحم زن است و روش ادخال هیچ خصوصیتی ندارد و بر این اساس حتی با رضایت زن و مرد هم ممنوعیت بر طرف نمی شود[3].
ولی موافقان در مقابل این مباحث، دلایلی را ذکر می کنند از جمله اینکه در مورد بعضی از این روایات سند آنها مورد اشکال است مثلاً روایت اول، را وی آن علی بن سالم مورد اشکال واقع شده است. و دیگر اینکه موضوع این احادیث با موضوع بحث ما متفاوت است و این احادیث به آمیزش نامشروع دلالت دارند ولی بحث ما چیز دیگری است.
3- مقتضای قاعده احتیاط
در اسلام مسأله فرج امر مهمی است و به آن توجه خاص شده است و فقها هم با اینکه در موارد شک د وجوب یا حرمت چیزی بر اجرای اصل اباحه و برائت اصرار دارند ولی در مورد این مسأله از این قاعده عدول کرده اند و به احتیاط روی آورده اند.
گفتار سوم- نسب ناشی از لقاح مصنوعی با اسپرم بیگانه
در این مورد دو فرض وجود دارد:
1- در انجام عمل اشتباهی رخ داده باشد و اسپرم مرد اجنبی اشتباهاً در عمل تلقیح استفاده شده باشد و یا اینکه یکی از طرفین یا هر دو جاهل باشند به این عمل.
2- لقاح مصنوعی با اسپرم بیگانه عملاً انجام گرفته باشد و این عمل چنانکه دیدیم از لحاظ حکم تکلیفی حرام است و در اینجا احکام وضعی آن را بررسی می کنیم.
بند اول- نسب ناشی از لقاح به شبهه با اسپرم اجنبی:
در این خصوص اگر یکی از طرفین یا هر دوی آنها نسبت به عمل در اشتباه باشند، طفل ناشی از عمل همچون طفل وطئ به شبهه می باشد و نسبت به طرفی که در اشتباه بوده نسبتش صحیح است
م 1165 در این زمینه مقرر می دارد: « طفل متولد از نزدیکی به شبهه فقط ملحق به طرفی می شود که در اشتباه بوده اند ملحق به هر دو خواهد بود.
فقهاء امامیه نیز نسب ناشی از شبهه را همانند نسب ناشی از نکاح صحیح می دانند. از مطالب گفته شده نتایجی بدست می آید:
1- نسب چنین طفلی نسبت به هر کدام از زن و مرد که در اشتباه بوده اند از همانند نسب صحیح است و اگر هر دو در اشتباه بوده اند طفل به هر دو ملحق می شود.
2- صاحب اسپرم پدر و صاحب تخمک مادر طفل محسوب می گردند و از این حیث تفاوتی نمی کند که زن و مرد مجرد یا متأهل باشند فزا نسب طفل به شوهر زن ملحق نمی شود و با علم به لقاح به شبهه نمی توان به اماره فراش استناد نمود.
3- طفل مزبور از پدر و مادر ارث می برد.
4- حضانت طفل برابر قانون به عهده پدر و مادر می باشد.
5- ازحیث سایر احکام نظیر حرمت نکاح، محرمیت، نفقه و .... نیز در حکم طفل قانونی و مشروع می باشد.
بند دوم- نسب طفل ناشی از لقاح عمدی با اسپرم غیر شوهر (اجنبی)
در خصوص این مورد و نسب چنین طفلی بین حقوقدانان و فقها وحدت نظر وجود ندارد یعنی هم در بین گروه اول و هم در بین گروه دوم نسبت به این مسأله اختلاف نظر وجود دارد. این اختلاف نظر در مورد آثارحقوقی طفل مذبور در حالتی است که عموم عماء حقوق و فقها قائل به حرمت لقاح با اسپرم مرد اجنبی هستند. در زیر نظرات مخالفین اثبات نسبت و قائلین اثبات نسبت را مورد بررسی قرار می دهیم.
1- قائلین به عدم ثبوت نسب
موضوع مورد بحث ما عبارت از لقاحی است که به طور قطع و یقین منشأ تکون و تولد طفل می گردد خواه زن حامل اسپرم مجرد و خواه دارای شوهر باشد، این توضیح برای آن است که موارد ذیل را از مسأله مورد بحث موضوعاً خارج کنیم تا جایی برای استناد به أماره فراش و نسب ناشی از شبهه نباشد:
اول موردی که اسپرم اجنبی به زنی که دارای شوهر قانونی است ترزیق می شود و عادتاً نیز امکان باروری زن از شوهر خود معقول باشد. دوم موردی که اسپرم اجنبی به زن تلقیح شود و شوهر قانونی زن با او مقاربت نماید و احتمال تکون طفل از نطفه شوهر مجرد موجود باشد. سوم موردی که یکی از زن و مرد یا هر دوی آنها نسبت به لقاح جاهل باشند.
[1] - اسدا... امامی ، همان،صفحه364.
[2] - عباس نایب زاده، همان،صفحه48.
[3] - عباس نایب زاده، همان، صفحه 50
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
آثار مالی و غیر مالی نسب ناشی از تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
بند اول- آثار مالی
الف) توارث
توارث از باب تفاعل به معنای ارث بردن از یکدیگر است. طبق ماده 861 قانون مدنی که می گوید« موجبات ارث دو امر است: نسب و سبب» ، نسب یکی از موارد تحقق توارث است و طفلی که نسب مشروع دارد ارث می برد از اقوام و از اوهم ارث برده می شود به شرط تحقق موجبات ارث.
شرط وراثت در ماده 875 قانون مدنی ذکر شده و آن عبارت از این است که در حین فوت مورث، وارث زنده باشد و اگر حمل است نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.
در مورد مسأله ما هم اگر اسپرم شوهر قبل از فوت با تخمک زن ترکیب شود و نطفه تشکیل شود در این صورت اگر زنده هم متولد شود همچون فرزند حاصل از نزدیکی طبیعی ارث می برد ولی اگر بعد از فوت شوهر نطفه تشکیل شود، در این صورت فرزند حاصل از لقاح مصنوعی از پدر خود ارث نخواهد برد. و دلیل آن هم این است که به محض فوت شخصی، قهراً وبلافاصله ماترک او به ورثه موجود انتقال پیدا می کند و اسپرم بدون ترکیب با تخمک حمل نیست که بگوئیم ارث می برد.
ولی این ماده و این استدلال جای بحث و بررسی بیشتری دارد و این مسئاله قراردادی را می توان متناسب با نیازهای جامعه و مسائل جدید تغییر داد.
ب) نفقه
طبق ماده 1196 قانون مدنی، فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند.
فرزند ناشی از تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر همچون فرزند ناشی از نزدیکی زن و شوهر شرایط داشتن حق نفقه را دارد.
ج) سایر روابط مالی
در مورد این موارد هم مثل هزینه آموزش و پرورش و حضانت و تربیت کودک، این طفل همچون طفل ناشی از نزدیکی زوجین باید در این موارد هم تأمین شود و این هزینه ها در صورت حیات پدر بر عهده او و در صورت فوت پدر بر عهده مادر است و پدر یا جد پدری به عنوان ولی قهری موظفند فرزند ناشی از تلقیح مصنوعی را نگاهداری و اموال او را محافظت نمایند.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
ممکن است در مواردی با وجود اینکه مرد توانایی ساختن نطفه کامل را دارد یعنی اسپر ماتوروئید مرد قابلیت و توانایی بارور ساختن تخمک را دارد ولی به دلیل از جمله عنن یا انزال سریع و یا عیوب مجازی آلات تناسلی مرد و یا عدم قدرت جذب دستگاه تناسلی زن امکان ترکیب شدن نطفه مرد و زن از راه طبیعی وجود ندارد و در نزدیکی طبیعی جریان تلقیح به درستی انجام نمی شود. به همین دلایل می توان از تلقیح مصنوعی استفاده کرد جهت رفع این مشکلات
گفتار نخست-جواز یا حرمت تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
در مورد این مسئاله در قانون ایران، حکمی مشاهده نمی شود. ولی با توجه به اصاله الاباحد می توانیم بگوئیم که این مورد مشکلی ندارد از نظر شرعی و قانونی .
نسب طفل ناشی از این تلقیح به پدر و مادر خود منتسب می شود و همة آثار نسب قانونی و شرعی هم بر این طفل بار می شود مواد مربوط به نسب در قانون مدنی که مواد 1158و 1159 هستند، نزدیکی و مواقعه را بیان کرده اند چون راه طبیعی انعقاد نطفه، نزدیکی است والا خصوصیتی در مواقعه و نزدیکی وجود ندارد که تنها معیار ایجاد نسب قانونی و شرعی باشد. در مورد این موضوع اکثر فقها و حقوقدانان معاصر آن را جایز می دانند و تنها عده کمی از فقها هستند که نظر به عدم جواز آن دارند. و از نظر حکم وضعی این مورد هم اکثر حقوقدانان و فقها نسب این طفل را صحیح دانسته و آن را به زوجین ملحق می دانند. البته با تأکید بر این نکته که در جریان این روز باید از کارها و اعمال خلاف ضوابط شرعی و عفت خانواده جلوگیری شود.
در ذیل نظرات چند تن از فقها و حقوقدانان آورده می شود:
« عده ای از فقهاء معاصر در خصوص جواز یا حرمت تلقیح چنین می گویند: ( ان کان التلقیح بماء الرجل لزوجه- کان ذلک عملاً مشروعاً علی ما استقف علیه[1]»
آیت ا.. گلپایگانی عقیده دارند که :
بر حسب مستفاد از اذلة شرعیه، نطفه مرد به هر نحو در رحم حلیله خود قرار بگیرد جایز است و اولاد ملحق به مرد و حلیله است. و توارث از طرفین ثابت است.
طبق عقیده مزبور اولاً تلقیح مصنوعی با اسپرماتوزوئید شوهر شرعاً جایز است. ثانیاً طفل متولد از این تلقیح به زوجین ملحق می شود. ثالثاً توارث بین طفل و زوجین ثابت است و از هر حیث طفل مزبور با طفل حاصل از نزدیکی یکسان بوده و فرقی بین آنها وجود ندارد[2]. آقای دکتر امامی معتقدند که :
« طفل متولد از لقاح مصنوعی از منی شوهر قانونی است و نزدیکی تأثیری در نسبت قانونی ندارد[3].»
حضرت آیت ا.. شیخ یوسف صانعی در مورد تلقیح مصنوعی چنین اظهار نظر فرمودند:
« باردار نمودن مصنوعی زن به نطفه شوهر جایز است، البته باید از مقدمات حرام پرهیز شود. مثل آنکه تلقیح کننده نامحرم نباشد و... هرچند اینگونه اعمال موجب حرام شدن نطفه و فرزند نمی باشد چون مربوط به مقدمات است و خود مقدمات حرام است و فرزند متعلق به زن و مرد صاحب نطفه می باشد و همه احکام فرزند را دارا است[4].»
البته در مقابل نظرات ابراز شده در صفحات قبل، عده ای از فقها لقاح مصنوعی را اصولاً جایز نمی دانند و آن را غیر مشروع می دانند. و استدلال آنها هم این است که در شرع مقدس امر فروج، مسئاله مهمی است و تأکید فراوانی برای حفظ آن در شرع شده است از جمله آیه 30 سوره نور که می فرماید: «قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن» خدا فرموده که زنان فروج خود را حفظ کنند و در این آیه متعلق ذکر نشده و نگفته که از چه چیز حفظ کنند و اختصاص به نزدیکی و مقاربت نداده است.
و در علم اصول هم اجماع وجود دارد که هر گاه متعلق ذکر نشود، افاده عموم می کند یعنی از هر چیزی حفظ کن.
مرحوم حضرت آیت ا...میلانی معتقد به عدم جواز تلقیح مصنوعی بوده ولی طفل حاصل از آن را به صاحب نطفه ملحق می دانند[5].
مرحوم حضرت آیت ا....بروجردی قدس سرهشریف تلقیح مصنوعی منی زوج به زوجه را محل تأمل و اشکال می دانستند.[6]
در مجموع به این نتیجه می رسیم که طفل متولد از تلقیح مصنوعی زن با اسپرم شوهر به زوجین ملحق می شود و این طفل از هر جهت حاصل از نزدیکی طبیعی فرقی ندارد. نزدیکی جنسی هم که در موارد 1158و1159 ق.م ذکر شده است به این دلیل است که نزدیکی فرد شایع ایجاد جنین است و خصوصیتی در نزدیکی وجود ندارد که آن را تنها راه تحقق نسب مشروع و طبیعی بدانیم. پس طفل حاصل از تلقیح مصنوعی زن با اسپرم شوهر، نسب مشروع دارد و به زوجین ملحق می شود و اینکه شوهر تلقیح را انجام دهد یا شخص ثالث تأثیری در نسب مشروع طفل ندارد و همچنین اینکه طرفین آگاه به این عمل باشند یا خیر باز هم تأثیری ندارد و همة آثار نسب مشروع بر این طفل بار می شود.
[1] - اسدا... امامی ، همان کتاب، صفحه 362
[2] - همان، صفحات 361و362
[3] - حسن امامی، حقوق مدنی ، جلد پنجم، صفحات 184و185
[4] -محمد هاشم صمدی( هری)همان کتاب، صفحه 28
[5] - (1)و(2) محمد هاشم صمدی اهری، همان کتات، صفحه 48
[6] -
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی