در جامعه شناسی سیاسی مبحث اقلیتهای قومی و ملی و رابطه آنها با دولت مرکزی بسیار مهم می باشد البته در اقلیتهای ملی و قومی تمایلی به جدا شدن از کشور را ندارند و این بستگی به میزان وفاداری آنها به دولت مرکزی دارد که به دلایل مختلف این وفاداری هم متفاوت است. سیاست دولت مرکزی نیست به اقلیتهای ملی و قومی نیز متفاوت است ممکن است سیاست دولت در جهت حفظ هویت فرهنگی اقلیتهای قومی جذب و یا ادغام آنها در درون فرهنگ و قومیت مرکزی مثل اقدامات رضا شاه در ایران باشد. برخی از دولتها دارای جمعیت ناهمگون هستند و از چندین گروه زبانی، نژادی و مذهبی تشکیل شده اند که هر گروه با همگون شدن با گروههای دیگر به مخالفت بر می خیزد و سعی می کند اصالت خود را حفظ نماید. ایران نیز دارای اقلیتهای قومی متفاوتی است که در طول تاریخ عقب ماندگیهای اقتصادی نواحی تحت سکونت اقوام نسبت به مناطق مرکزی جدایی فرهنگی، زبانی و دینی آنها را تشدید کرده است. به همین علت پس از جنگ جهانی دوم به دلیل آمادگی شرایط درونی و دخالت نیروهای خارجی، ایران شاهد خیزشهای قومی وقوم گرایی در آذربایجان و کردستان بوده است.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
بعضی ها معتقدند که مفهوم ملت از قوم گسترده تر است و معمولاً در بسیاری از موارد ملت شامل چند قوم می شود. ویکتوگوزولف یکی از قوم شناسان معروف قوم را چنین تعریف کرده است:
قوم یا همبودی قومی، یک سازمان اجتماعی تشکیل یافته است که بر بهینه سرزمین معینی قرار دارد و شامل مردمی است که در طول تاریخ با هم پیوندهای اقتصادی، فرهنگی، خویشی و… برقرار کرده اند و دارای زبان، ویژگیهای فرهنگی (شامل دین نیز می شود) پیوندهای خویشی، ارزشهای اجتماعی و سنتهای مشترک می باشند. در گذشته مشخصات خونی و نژادی نیز ملحوظ، شده ولی امروز در پی اندر آمیختگی آنها دیگر به حساب نمی آیند. اسمیت هفت ویژگی زیر را برای ملت بر می شمارد و میان قبایل و گروههای قومی با ملت تمایز قایل می شود و معتقد است این دو برخی از ویژگیهای ملت را دارا می باشند.
- تمایز فرهنگی
- همجواری سرزمین و تحرک داخلی
- جمعیت نسبتاً زیاد
- روابط سیاسی خارجی
- احساس و وفاداری قابل توجه گروهی
- عضویت مستقیم و یا حقوق شهروندی برابر
- همگرایی عمومی اقتصادی حول محور یک نظام کار مشترک
از دیدگاه وی گروههای قومی پنج ویژگی نخست را دارا می باشند ولی یک ملت هر هفت ویژگی را داراست گروههای قومی در مواجهه با ملت دو راه در پیش دارند: یا در ملت ادغام شوند که در آن صورت وفاداری به ملت برای آنها در اولویت قرار می گیرد و این پیش زمینه وحدت ملی و امنیت ملی است یا این که سعی کنند که هویت قومی خود را حفظ کنند که در این صورت با گذشت زمان همراه با ادعای تجزیه طلبی امنیت کشور را به مخاطره خواهند افکند. پس یکی از تفاوتهای اساسی بین ملت و قومیت بوجود آمدن دولت ملی می باشد که قومها در این دولت؟؟؟ میشوند و همه تبدیل به یک ملت واحد می گردند.
واژه قومیت در نیمه دوم قرن بیستم میلادی مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفت و کشمکشهای مسلحانه میان دولتهای مرکزی و اقلیتهای قومی و مذهبی در برخی از کشورهای جهان باعث تشدید علاقه محققان به پدیده قومیت شد.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
تعریف قوم و ملت: مرزبندی دو مفهوم قوم و ملت و جدا کردن آن دو از یکدیگر کاری است دشوار اما هر کدام را بصورت جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم.
قومیت گرایی و کشمکشهای قومی در طول تاریخ در زندگی سیاسی و تکوین و افمعلال دولتها تنش داشته اند. در کشورهای چند نژادی و چند قومی نظیر افغانستان و لبنان… نژادهای تحت سلطه با توسل به نظریه حقوق طبیعی و برابری انسانها موجب بروز کشمکشهای سیاسی و قومی شده اند و تسلط یک قوم یا نژاد بر دستگاه دولتی باعث نارضایتی و رنجش اقوام دیگر شده است واژه قوم در قرآن هم آمده است، این واژه بالغ بر پنجاه بار در قرآن تکرار گشته و به معنی عشیره، قبیله، گروه و حتی ملت به مفهوم محدود آن به کار رفته است به کارگیری این واژه در قرآن معمولاً همراه با یک صفت منفی بوده است، مانند قوم الظالمون، القوم الظالمین القوم الکافرین، فرهنگ فارسی عمید واژه قوم را به معنای گروه مردم، جماعتی از خویشاوندان و اقوام و جمع معنا کرده است. فرهنگ لاروس عربی به عربی این ترجمه را از قوم ارائه داده است «القوم الجماعه من الناس تولف بینهم وحدت اللغه و التقالید و التقافه و اسباب المصالح المشترک». یعنی قوم عبارت از مردم است که دارای وحدت گویش (زبان) کنش و بینش و منافع مشترک بوده باشند. پس وحدت زبانی و داشتن منافع مشترک یکی از ویژگیهای اقوام می باشد.
قوم یا قومیت در انگلیسی از واژه Ethnie مشتق شده است درزبان یونانی Ethnos به مردمانی اطلاق می شد که پیش از پیدایش دولتهای تک شهری، بصورت عشیره ای یا قبیله ای زندگی می کردند با پیدایش امپراتوری روم شرقی، این واژه وارد زبان لاتین شد و بصورت Ethnicus درآمد و از آن در قرن شانزدهم میلادی صفت Ethnique را ساختند، در قرن نوزدهم از واژه فوق اصطلاح Ethnography مشتق گردید و آن را مردم نگاری نامدیدند که قوم شناسی در پی آن پدید آمد. با بررسی این واژه مشخص می شود که همزمان بودن، عنصر اساسی و شاید اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تشکیل یک قوم باشد، پس قوم یک گروه اجتماعی است که در سرزمین معین زندگی می کند و اعضای آن اشتراکات تاریخی، فرهنگی و زبانی با هم دارند که آنها را از اقوام دیگر متمایز می کند.
ملت معادل واژه Nation در زبان انگلیسی است که خود از واژه Natire به معنی زاییده شدن گرفته شده است Natire نیز خود در اصل از واژه لاتین Nature مشتق شده که به معنی طبیعت است. از مهمترین جلوه های طبیعت خاک است و چنین پیداست که مردم ساکن در خاک معینی را ملت نامیده اند. این مردم با یک رشته پیوندها، همچون زبان، مذهب، نژاد، تاریخ، فرهنگ و عوامل سیاسی و اقتصادی با هم متحد شده اند و به همین لحاظ دارای هویت مشترک می شوند چنان که از اینتعریف بر می آید ملت اصطلاحی است که در مورد اجتماع مردم دارای علقه های قومی بستگی به کار می رود، رضا داوری معتقد است که ملت دارای سه خصوصیت است که عبارتند از: استقلال، قدرت و حاکمیت به نظر وی ملت هنگام بوجود می آید که این سه خصوصیت وجود داشته باشند.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
تعریف ایراد عدم صلاحیت ذاتی:
در صفحات قبل ، صلاحیت ذاتی تعریف و خصوصیات آن بررسی شد. بنابراین براساس تعریف صلاحیت ذاتی می توان بیان داشت که هر گاه دادگاه از این حیث فاقد صلاحیت ذاتی باشد، در نتیجه دعوا نیز دارای ایراد است و چنانچه این ایراد توسط اصحاب دعوا طرح شود و یا مورد توجه قاضی قرار گیرد ممکن است منتهی به صدور قرار عدم صلاحیت گردد.
بندم دوم – ایراد عدم صلاحیت ذاتی در کدامیک از مقاطع و مراحل دادرسی قابل طرح است؟
طبق قاعده کلی مندرج در ماده 87 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ، ایرادات و اعتراضات باید تا پایان اولین جلسه دادرسی بعمل آید مگر اینکه سبب ایراد، متعاقباً حادث شود. بنابراین در نگاه اول ممکن است به نظر رسد که ایراد عدم صلاحیت ذاتی نیز همچون سایر ایرادات باید حداکثر تا پایان اولین جلسه دادرسی بعمل آید در حالیکه این موضوع صحیح نمی باشد زیرا در یک دسته بندی ایرادات به دو دسته آمره و غیر آمره تقسیم بندی می شوند. آثار این تقسیم بندی متعدد می باشد و به طور اجمال می توان گفت که ایراداتی که مربوط به قواعد آمره می باشند، تأثیر مهمی بر جریان دادرسی دارند و عدم رعایت آنها به طور قطع موجب صدور آرای مخدوش و ظالمانه از دادگاه می گردد بنابراین طرح چنین ایراداتی در هر مرحله و مقطع از دادرسی امکانپذیر است و هر یک از طرفین دعوا و یا قاضی رسیدگی کننده جهت طرح ایراد مجاز می باشند و بعلاوه عدم رفع چنین ایراداتی از موجبات نقض آرای محاکم می باشد حتی اگر طرفین دعوا در مرحله بدوی و یا لایحة تجدیدنظرخواهی به این موضوع اشاره نکرده باشند. در خصوص ایراد عدم صلاحیت ذاتی نیز باید توجه داشت که این ایراد در زمرة ایرادات مربوط به قواعد آمره است و عدم رفع آن از جریان دادرسی به طور قطع موجب صدور آراء ظالمانه و تضییع حقوق طرفین دعوا خواهد شد. بنابراین طرح این ایراد در هر یک از مقاطع دادرسی اعم از جلسه اول ، دوم و … تا قبل از صدور رأی و یا در هر یک از مراحل دادرسی اعم از بدوی، واخواهی و تجدیدنظر امکانپذیر است و بنابراین مشمول مواد 87 و 90 قانون آیین دادرسی مدنی نمی گردد. بنابراین هر گاه ایراد مزبور در جلسه ای غیر از جلسه اول دادرسی طرح شود دادگاه مکلف است همراه با ماهیت دعوا نسبت به آن رأی دهد.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
حل اختلاف در صلاحیت
اگر دو دادگاه دادگستری هر دو خود را برای رسیدگی به دعوایی، صالح بدانند (شکل مثبت اختلاف در صلاحیت) و یا بر عکس،هر دو خود را صالح ندانند (شکل منفی اختلاف در صلاحیت) تکلیف چیست؟ و چگونه باید بین این دو دادگاه حل اختلاف شود و نهایتاً رسیدگی به پرونده به دادگاه واجد صلاحیت، ارجاع گردد؟ همچنین است در صورتیکه یک دادگاه از دادگاههای دادگستری و یک مرجع غیر دادگستری هر دو خود را صالح به رسیدگی بدانند، در آن صورت چگونه حل اختلاف بین این دو مرجع به عمل خواهد آمد؟ ضمناً لازم به یادآوری است که به موجب یک اصل و قاعده ای کلی که در ماده 26 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نیز آمده است: «تشخیص صلاحیت یا عدم صلاحیت هر دادگاه نسبت به دعوایی که به آن رجوع شده است، با همان دادگاه است. مناط صلاحیت، تاریخ تقدیم دادخواست است مگر در مواردی که خلاف آن مقرر شده باشد».
اکنون با توجه به مطالب فوق و با التفات به دوگانگی اختلاف یاد شده یعنی اختلاف در صلاحیت بین دادگاههای دادگستری با هم و اختلاف در صلاحیت بین دادگاههای دادگستری و مراجع غیردادگستری ،در دو قسمت به شرح آن می پردازیم.
الف – نحوه حل اختلاف صلاحیت بین دادگاههای دادگستری:
در این زمینه ماده 27 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی چنین مقرر داشته است: «در صورتیکه دادگاه رسیدگی کننده ، خود را صالح به رسیدگی نداند با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادگاه صلاحیت دار ارسال می نماید. دادگاه مرجوع الیه مکلف است خارج از نوبت نسبت به صلاحیت اظهار نظر نماید و چنانچه ادعای عدم صلاحیت را نپذیرد پرونده را جهت حل اختلاف به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال می کند. رأی دادگاه تجدیدنظر در تشخیص صلاحیت لازم الاتباع خواهد بود.
تبصره – در صورتیکه اختلاف صلاحیت بین دادگاههای دو حوزة قضایی از دو استان باشد، مرجع حل اختلاف به ترتیب یاد شده،دیوانعالی کشور می باشد.
به طوریکه ملاحظه می شود، ماده 27 به طور کلی، اختلاف در صلاحیت دادگاههای کشور را که فقط یک نوع هستند و به دادگاههای عمومی موسومند در اختیار دادگاههای بالاتر، یعنی استان قرار داده است و اگر اختلاف بین محاکم دو استان باشد ناگزیر، دیوانعالی کشور را مرجع صالح قرار داده است. اما در خصوص حل اختلاف بین دادگاههای عمومی،نظامی و انقلاب نیز به موجب ماده 28 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، دیوانعالی کشور مرجع حل اختلاف می باشد: «هر گاه بین دادگاههای عمومی، نظامی و انقلاب در مورد صلاحیت، اختلاف محقق شود همچنین در مواردیکه دادگاهها اعم از عمومی ، نظامی و انقلاب به صلاحیت مراجع غیرقضایی از خود نفی صلاحیت کنند و یا خود را صالح بدانند، پرونده برای حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال خواهد شد. رأی دیوان عالی کشور در خصوص تشخیص صلاحیت لازم الاتباع می باشد».
ب – نحوه حل اختلاف صلاحیت بین دادگاههای دادگستری و مراجع غیر دادگستری:
بطوریکه ملاحظه می شود به موجب ماده 28 ، دیوانعالی کشور هم در مورد اختلاف در صلاحیت بین محاکم دادگستری که در دو حوزه قضایی از دو استان کشور باشند صالح به حل اختلاف است و هم در موردیکه بین محاکم دادگستری و سایر مراجع؛ یعنی سازمانهای غیر قضایی اختلاف شود نیز صلاحیت حل اختلاف دارد، نکته قابل توجه و قابل ایراد آن است که در مادة 28 قانون، راجع به چگونگی حل اختلاف در صلاحیت بین محاکم عمومی و دیوان عدالت اداری میباشد که مقرر می دارد: «در صورت حدوث اختلاف در صلاحیت بین دیوان عدالت اداری و محاکم دادگستری ، حل آن بوسیله دیوانعالی کشور بعمل می آید».
بخش سوم – ایراد عدم صلاحیت ذاتی:
ایراد عدم صلاحیت ذاتی از معمولترین و مهمترین ایراداتی است که توسط خوانده و اصحاب دعوا مورد توجه قرار می گیرد و بسیاری از دعاوی مطروحه نیز بر همین اساس منتهی به صدور قرار رد دعوا می گردند. در ذیل شرایط و احکام ایراد مزبور را بررسی می کنیم.