جمهوری اسلامی ایران مرزهایی به طول 8731 کیلومتر با کشورهای همسایه دارد که 2700 کیلومتر آن آبی است، اگر محل استقرار قومیتها در مرزهای ایران مرز سیاسی و امنیتی به شمار روند حدود 5/3 مرزهای ایران سیاسی هستند و نقطه آسیب پذیر امنیتی محسوب می گردند.
شمال غربی ایران که قوم ترک در آن استقرار دارد و با قوم و کشورهای همزبان خود، یعنی آذربایجان و ترکیه همسایه است، از نظر ژئوپولتیکی آذربایجان پل ارتباطی آسیا و اروپاست و شاهرگ حمل و نقل زمینی ایران و کشورهای آسیای مرکزی میباشد. در دنباله شمال غرب به سمت جنوب کشور، قوم کرد استقرار دارد که در آن سوی مرز با قوم همزبان و هم مذهب خود، یعنی کردستان عراق همسایه است. قوم کرد در کشورهای ترکیه و سوریه نیز استقرار دارد. در ادامه نوار مرزی ایران در جنوب غربی، قوم عرب استقرار دارد که با کشور عراق هم مرز و هم زبان است.
بنابراین طبیعی به نظر می رسد که کشورهای مخالف انقلاب از هر شیوه ای برای نفوذ جمع آوری اطلاعات و حتی المقدور ضربه زدن به آن استفاده کنند یکی از این اهرم ها و ابزارهای مناسب، بهره گیری از گروههای قومی است.
حضور نیروهای دولتی و نظامی در مناطق قومی نشین، هزینه های سنگین سیاسی و اقتصادی را به همراه دارد انسداد و کنترل مرزها مستلزم حضور نیروهای غیر بومی در منطقه قومی نشین که با واکنش منفی اقوام مواجه می گردد بعلاوه هزینه های سیاسی کنترل این گونه حرکتهای بحران ساز، سیاست خارجی کشور را با سایر کشورها و نهادهای بینالمللی تحت تاثیر قرار خواهد داد. جمهوری اسلامی ایران از سوی جنبشهای شبه وهابی و برخی کشورها متهم به افراطی گری شیعی و سرکوب اهل سنت لقب گرفته است.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
تفکرات قوم گرایانه، تجزیه طلبانه و ناسیونالیستی قومیتهای همجوار، گروههای قومی ایران را متاثر می سازد و مسایل امنیتی جدی در داخل کشور پدید می آورد. به رغم گذشت بیش از بیست سال از انقلاب اسلامی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، هنوز پایگاه اجتماعی گروههای تجزیه طلب مانند حزب منحله دموکرات کردستان، جنش خلق عرب و… بطور کامل از میان نرفته و همه ساله عده ای به ویژه قشر جوان جذب این گروهها می شوند. بنابراین میزان تهدید فوق را که با توجه به ظاهر غیرسیاسی و غیر برانداز خود کمتر حساسیتی به خود جلب می کنند باید مضاعف دانست و در دراز مدت تبعات امنیتی عدیده ای را می تواند متوجه نظام اسلامی و کشور ایران نماید.
استخدام و به کارگیری جاسوسان و عوامل نفوذی در راستای اهداف اطلاعاتی و امنیتی یکی از اصول و اهداف هر سرویس اطلاعاتی در کشورهای دشمن و حتی دوست است. استفاده از انگیره های قومی، مذهبی و نارضایتی سیاسی اقوامی که در نقاط مرزی و یا عمق کشور زندگی می کنند قاعدتاً مورد توجه سازمانهای اطلاعاتی خارجی می باشد.
آنچه برای امنیت داخلی ایران از ناحیه قومیتها تهدید به حساب می آید ممکن است تا حدودی با مسایل امنیت ملی مشترک باشد ولیکن اگر ثبات سیاسی صورت مسئله امنیت داخلی قرار گیرد، عاملهای زیر از ناحیه قومیتها برهم زننده ثبات سیاسی است:
اقتصاد و جمعیت دو مولفه مهم قدرت بشمار می روند. به لحاظ جمعیتی در حالی که با توجه به سیاستهای اقتصادی و بهداشتی جمعیت فارس زبان شیعه مذهب ساکن نقاط مرکزی کشور در قالب طرحهای کنترل جمعیت فارس زبان شیعه مذهب ساکن نقاط مرکزی کشور در قالب طرحهای کنترل جمعیت شدیداً کنترل می شد، ظرف سالهای اخیر آهنگ سه درصدی رشد جمعیت استان کردستان، معمولاً چند درصد سریعتر از کل کشور تهدید قلمداد نگردد، این افزایش سریع و خلاف برنامه جمعیت با توجه به کمبود امکانات رفاهی، آموزشی و اشتغال می تواند به ایجاد نارضایتی و بحرانهای شهری و تهدید امنیت داخلی بیانجامد.
استقرار و پراکندگی گروههای قومی کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و آذری در مجاورت مرزهای ایران باعث شده است که گروههای قومی مشابه مستقر در آن سوی مرزها به کشورورود غیرقانونی داشته و برای تردد غیر مجاز در مناطق مرزی و حتی در عمق کشور مشکل چندانی نداشته باشند.
در مناطق قومی مانند خوزستان، کردستان و خاصه آذربایجان غربی این معضل به شکل جدی تهدیدکننده است و تمهیداتی که از این بابت متوجه امنیت داخلی میگردد عبارتند از:
- گسترش پدیده بیکاری به دلیل مزایای به کارگیری افراد مهاجر و غیر مجاز در مقایسه با کارگران ایرانی.
- تشدید روند قاچاق کالا و ارزاق به ویژه سوخت.
- وارد کردن برخی لوازم مصداق تهاجم فرهنگی مانند: عکس، فیلم، نوارهای مبتذل، مشروبات الکلی و…
- قاچاق ارز و شمش طلا.
- آلوده نمودن ماموران مرزبانی کشور.
- ورود انواع بیماریهای مسری.
- دامن زدن به مفاسد اخلاقی و اجتماعی.
وجود اقوامی مشابه گروههای قومی ایرانی در نقاط مرزی کشورهای همجوار با ایران موجب شده که این اقوام روابط خود را در سطح گسترده ای حفظ کنند و همین امر به برقراری روابط گسترده غیر رسمی و غیرقانونی میان آنان انجامیده است که به لحاظ حقوقی و قانونی مشکل ساز باشد. این امر در دراز مدت امنیت داخلی را با مخاطره روبرو خواهد نمود.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی
بلوچ به مردمانی اطلاق می گردد که در سرزمین بلوچستان و یا در استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران، زندگی می کنند. زبان قوم بلوچ است، زبان بلوچی شاخه ای از شیعه فارسی گروه ایرانی و در خانواده زبانهای هند و اروپایی طبقه بندی شده است. قدیمی ترین منبع که در آن به واژه بلوچ اشاره شده، شاهنامه فردوسی اثر مماسی ملی ایران است که در قرن دهم میلادی و چهارم هجری به نظام در آمده است.
نخستین بار گرایش سیاسی قومی در بلوچستان زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی ظاهر گردید. که گروهی به نام «جبهه آزادی بخش بلوچستان» تحت نفوذ حوزه سیاسی بلوچ ها در پاکستان اعلام موجودیت کرد. در زمان پیروزی انقلاب اسلامی که اقتدار دولتی موقتاً تضعیف شده بود چند گروه سیاسی با گرایشات های قومی و چپ گرایانه در بلوچستان ظهور نمودند که با احتمال عمومی مردم همراه نبودند و از بین نرفتند، هم اکنون یک جنبش تحت عنوان جنبش ملی بلوچستان پاکستان فعالیت ناسیونالیستی قومی می نماید.
منظور از قوم کرد مردمانی هستند که در استان کردستان (یعنی سرزمین کدها) در شمال غربی ایران ونیز بخشی از استانهای آذربایجان غربی و کرمانشاه و در کنار مرز ایران و عراق زندگی می کنند که در آن طرف مرز نیز قوم کرد عراقی سکونت دارد. کردها در کشور ترکیه و سوریه نیز سکونت دارند.
دیدگاه تاریخی مربوط به ریشه کردها، تفسیری مدرن است که شرق شناسایی نظیر و لادبسیر مینورسکی آن را مطرح کرده اند. به هر حال این نکته مسلم است که کردها بخش جدایی ناپذیر امپراتوریهای ایرانی ماد، هخامنشی، پارتی، اشکانی و ساسانی بودند. بعد از شروع جنگ جهانی اول و رشد و ترویج ناسیونالیسم ملی گرا توسط انگلیس برای تسلط بر عثمانی، کردها نیز به تبعیت از ترکها و عربها که خواهان استقلال شده بودند مساله کردستان را مطرح و دنبال کردند.
جریان خودمختاری خواهی کردها در شکل
نوین خود در ایران به سالهای
24-1320 یعنی زمان اشغال ایران توسط شوروی و انگلیس و بدنبال آن سرنگونی رضاشاه،
باز می گردد.
در سال 1324 کومله به تاسی از حزب دموکرات آذربایجان و با حمایت شوروی نام حزب دموکرات کردستان را به خود گرفت. و سرانجام در سال 1325 همزمان با خروج نیروهای شوروی از خاک ایران دولت خودمختار کرد نیز سقوط کرد. از سال 1326 تا 1357 هیچ گونه حرکتی اساسی برای جدایی طلبی و خودمختاری در کردستان صورت نگرفته است در سال 1357 مقارن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران جریان خودختاری خواهی و انتظار کردها برای گرفتن حق تعیین سرنوشت از دولت مرکزی شدت گرفت.
احزاب متعددی خصوصاً حزب دموکرات کردستان مدعی گرفتن این حقوق از دولت مرکزی ایران گردید. سرانجام با استقرار قرارگاه سیدالشهداء در کردستان مقابله عملی با گروههای جدایی طلب و محارب صورت گرفت و امنیت نسبی در این استان برقرار گردید.
پیشنهاد ویژه دانلود هزاران تحقیق و مقاله حقوقی